5 اسفندماه
اندوه و تو
خیال میکنی همهچیز گرد است و دنیا هم و فقط اگر کمی سرعتت را بیشتر کنی میرسی به خود همیشه ندیدهات.
...
حالا رسیدهای و این "تو"ست؟ امید به اشتباه هم چیز خوبیست، لابهلای افکارت میخزد و از ناامیدی محض نجاتت میدهد هرچند امیدوارت نمیکند. در برزخی دستوپا میزنی و کسی یا چیزی سر راهت سبز میشود، دستاویزش میکنی و بدا به حال تو و آن. همهچیز همانطور نمیماند و چیزی میگذرد: زمان. رخوتی در امتدادش میدود در جانت. گمان میکنی خوش است و البته که میتواند باشد و اما اینبار نیست. چیزی نیست که نتوانی نادیدهاش بگیری و ناچار چشم در چشم میشوی. اندوهیست و این بد نیست-اندوه هیچوقت بد نیست؛ سراغ ما که میآید تحملش نمیکنیم، فکرمیکنیم چیز زائدیست، از خودمان نیست: طردش میکنیم، گاهی خشم میشود، نفرت حتی. و ایمان دارم اندوه واژه زیباییست.
...
اندوهیست و این بد نیست. اندوهیست و این خود "تو"ست: دستاویزی برای تصمیم، به گمانم.


نظرات خوانندگان