12 فروردینماه
شروع شد!
شبها شبیه کابوس که میشوم دود میشوی، نیست میشوم.
کفِ گوشهی لب دیوانهای ـتوییـ میشوم. دستمال به دست نزدیک میشوی: میکِشی، هیچ پاک نمیشوم. میترسی، نفس نفس میزنی و هر لحظه سنگینتر. از دهانت داغی احساسی تلخ را احساس میکنم. داد میزنم: آهای! بس است.
کار خودش را کرد.
...
جایی در این اطراف، نزدیک اما نه ـچرا دروغ بگویمـ دور هم نه، تعبیرم میکنی.


نظرات خوانندگان