7 مهرماه
بینام۱۴
ناخودآگاه آمد و البته بیخود: لمس نکرده پساش زدند. پس رفت.
ناخودآگاه آمد و البته بیخود: لمس نکرده پساش زدند. پس رفت.
ghesmate ma nashod nadide raft
هاج و واجیم .. گـــــــــیج
من و دل گر فدا شویم چه باک غرض اندر میانه سلا مت اوست...اگر که رفت!
درسي اموخت كه به تجربه اش ميارزيد.
من ... من تیگلاط خودمو می خوام ... این غریبه ه کیه... من همونو می خوام. همون که قدیمی بود و دوس داشتنی. نه اینی که انقد ظاهرشو عوض کرده. آخه چرا. خدایا چرا. لعنت به این "دل" که این همه وابستگی داره ...
va ya shayad az aval ham
mandegar nabood
raftani bood
mesle hame
خیلی وقت نیست بات آشنا شدم
ولی توی همین زمان کم واقعا لذت بردم
همیشه شاد باشی
:l
بی معرفتا
چه خوشبخت
منرا پس از لمس پس زدند و من رفتم
به صدای سه تارم گوش نمی دهی شا هزاده؟...
آدم عاقل که بی دعوت جایی نمیره!
... سوسو ... چشم میخواد ... دل میخواد ..
دیدم که هی پس میروم
همه تان بروید به بهشت
میخواهم تنهایی به درک واصل شوم
من دیدم تو خوابیده بودی اما دیگه هیچ صدایی بیدارت نمیکرد حتی صدای من.اومدم جلو دستت و گرفتم دستات سرد بود مثل برف بود تو منو حس نمیکردی یعنی منم حست نمی کردم به من گفتن مردی اما من قبول نکردم ولی منم بردمت روبروی همون کوه خوشگله که خورشید از اونجا غروب میکرد دفنت کردم اما هنوز فکر میکنم که زنده هستی و من مردم منی که روحم سرد شده...من مرده ام من گم شده ام...به او بگویید مرا ندیده است؟!
نظرات خوانندگان