19 مهرماه
من کمی دورتر از خودم ایستادهام، ببین.
به من بگو بدانم اگر چشمهام نخواهد چیزی را ببیند، بیزار شدهاند یا خسته؟
توبه چشم چیست؟ بستن که نیست، که اگر باشد حماقت نمیآورد؟
این بیخوابیها هدیه کدام روزهاست؟
به من بگو بدانم اگر چشمهام نخواهد چیزی را ببیند، بیزار شدهاند یا خسته؟
توبه چشم چیست؟ بستن که نیست، که اگر باشد حماقت نمیآورد؟
این بیخوابیها هدیه کدام روزهاست؟
مهم نیست یادگار یه زمونیه ..به فکر علاجش باش ..یه ارام بخش ..خواب بعدش میتونی خوب فکر کنی
چه پر حس اند نوشته های اینجا. خسته نیستند آن چشم ها. میدانم. اما شاید دلیل دیگری مانده باشد هنوز...
یکی بیاد به من بگه این پرخوابی های من هدیه کدام روزهاست ؟
این بی خوابی ها باید که هدیه دل باشد...همچون اشک که از دل فرمان می گیرد...روزهای که دل برای سلطنت لجبازی می کند
شاهزاده بی قرار من.
بیزار ، خسته ، یا نه ... شاید کمی آرامش ، کمی گسستگی از بودن اینگونه !
بی خوابی ها هم هدیه ی همان روزهایی است که بی خبر آمد و رفت و ما هنوز نمی دانیم کی بود و چگونه !
دوست من . بی خوابیهای ما شاید وسوسه ای باشد برای تجربه سکوت و تجربه خویشتنمان وقتی دیگران کمی تا قسمتی مرده اند .
بی خوابی های کدام شب و کدام روزت را می گویی مرد..کابوس بی شبانه ی کدام شب بی خودیت را..؟
اين جمله رو دوس داشتم..توبه چشم چيه؟بستن.نه فکر نميکنم بستن باشه حماقت مياره..دلتنگی مياره..
سلام بر شما دوست گرامی
وبلاگ رهائی با عنوان :>اپديت شده و منتظر حضور صميمانه ی شماست
:. یه رها شده ی تازه وارد .:
یا علی
1- لجباز به گمانم.
2- دیدن گاه بگاه دختر ترشیده همسایه
3- روزهای پائیز بسکه سرفه دارد شب هاش
سلام..برای کامنت گذاشتن باید از هفتخوان بگذری ... قالب نو مبارک باشه آقا تیگلاط ..اسمتو تو پست جدیدم آوردم . نیامدم ازت اجازشو بگیرم ..گفتم که بدونی !
بی خوابی
دی شب
از پس پلک هایم کابوس هزار ساله ی چشمانم را دیدم
و به خود لرزیدم
من دی شب
کابوس خواب هایم را خواب دیدم
بار اول است كه اينجا ميام راجب مطالب نظري نميدم وقتي بيشتر مطالب شما رو خوندم نظر ميدم موفق باشي
آپ شد
ايزدي كه شكست خورد
توبه چشم اشک است
««««نه«««
این بی خوابی ها هدیه روزهایی است که به دیدارش مشتاق بودی!
onvanesh ghashang bood!
خسته ، خستگي
اين بي خوابي ها هديه ي روزهاييست كه ارزوهارابه يك مشت حسرت تبديل كرد...روزهايي كه چشم ها را بيزار كردو به گمانم چشم بيزار توبه نمي شناسد.
جشمها را باید شست...
و اینها هدیه شب هایی است که مرا بی خواب می کردی یادت که هست؟؟کفاره چشم می دانی چیست؟؟؟وخداوند آتش را آفرید که به قرمزی اش زرد شوی .........
سلام/ شايد فراموش شده باشم/ اما من تو را يادم ...
شمها را باید شست این است توبه چشم
چشمها
اگر نمی خواهی ببینی ، شاید به این خاطر است که دلیلی برای دیدن نداری یا شاید هم چیز دلچسبی برای دیدن نیافته ای و یا شاید هم تمام دیدنی های جهان را گم کرده ای در خودت !!!
weblageton kheili jalebeh & kheili motefavet
mowafagh bashid
شک نکن
به اين که نعمتي را بيشتر داري شک نکن
تمام زمان هاي بي خوابيت نعمتي از براي خوب ديدن و خواندن..
بگذار بتازد بر تو همجمه بي خوابي
در آغوشش کش و به ندايش پاسخ ده
دستت را در تاريکي شب بسپار به او وفارغ از واهمه همراهش شو
بي گمان هنوز دلي روشن و نگاهي اسماني داري...
هر زمانی! مگه مهمه؟ مهم اینه که تا صبح بیداریم صبحم باید بریم دانشگاه به زایمانمون برسیم
shayad geristan.
شک ندارم دیوونه ای و هر مزخرفیو ممکنه بگی .........پس تو صبر بمونی بهتره
توبه گرگ مرگ است
اندكي صبر سحر نزديك است. :)
shayad baraye tobe chashmaneman bayad az negah beparhizim ...
نظرات خوانندگان