16 آبانماه
دیشب بود؟
بوسهام که جا ماند زیر گلویت
بغضت شکوفه داد
بوسهام که جا ماند زیر گلویت
بغضت شکوفه داد
چقدر منتظرش بود!
ديگر به آمدنت هم قکر نمی کنم
سالهاست طمع باز گشت ات در من مرده است ...
alan hes kardam yeki man ro busid
:D
بوسه...
بغض...
شکفتن...
...
باور کن اشکش را..
که شاید لبخند عشقش بود
سلام دوست عزیز
وبلاگ جالبی دارین وبلاگ منم تازه راه افتاده مایلم با شما تبادل لینک داشته باشم . خوشحال میشم بهم سربزنی.م
دستانم را روی چشم هایت می گذارم تا بیش از این ذوب نشوم...
....مرا ببوس براي آخرين بار...
...كه ميروم بسوي سرنوشت.....
kheli gashang minevisi kheili ziyad.... man hameh matlabhato mikhonam. hamashon ba ehsasan! movafagh bashi
خب بوسیدن زیر گلو حکایتی دارد که نگو و نه پرس..راستی اون دو تا پست پایینی روهم خوندم..اون علی خیلی امید وارم کرد به بعضی آدم ها و روابط..خوبه که هستی و می نویسی هنوز..
بیشتر اوقات جرات نظر دادن در مورد عاشقانه های کسی رو ندارم!...و این قانون اکید شامل حال نوشته های شما میشه!
...
و شاید شکست!
نظرات خوانندگان