22 آبانماه
گفته بودم هیچ جایی نمیروم
بیا همینجا:
شبست، تاریکی و یک چاردیواری
حالا نفس بکش توی صورتم، تندتر و تندتر
کجا از اینجا بهتر؟
بیا همینجا:
شبست، تاریکی و یک چاردیواری
حالا نفس بکش توی صورتم، تندتر و تندتر
کجا از اینجا بهتر؟
مفاهیمی در شب می بینم در صورتت... حس می کنم در قلبت... که هیچ زمانی دیگر نمی توان دید... و هیچ کسی دیگر... نمی بیند!!!
نمی دونم.. شاید جای دیگه ای هم نباشه..
آخه تا کی همش حرف بی عمل!
dari mashkuk mizani dige
حس كردم جاي به بيداري مي رسم
آيا من سايه گمشده اي گمگشته
در همان شبها بودم؟نميدانم.
سلام...
يه پست دو نفره ي بي نظير ديگه از تيگلاط.
سايه ات مستدام عاشق.
جف به روزه.
به زي...
چه خوب که تا ابد کنارش خواهید ماند...
چه خوب فهمید و...
نفسهایش را...
احساس زیبائیست ... خیلی زیبا
گرچه در اولین نظر جوری دیگرست
...
حق راهنمایتان
نظرات خوانندگان