۱. همسایه قبلی داد زد من زنده‌ام و بی‌درنگ شروع کرد به جان کندن. صدای خرخر گلویش در فضا پیچید، سرها هم به سویش. خوش‌حال شد از دیده شدن. خواست بال و پر در بیاورد و پرواز که پرپر زد و زمین آسمانش شد.


۲. حالا غصه‌ی این یکی همسایه را می‌خورم. مدام جیک‌جیک می‌کند و دل‌خوش فریادی‌ست هرگز نیامده. سرش را که به آسمان می‌ساید پاهایش بیشتر در زمین قفل می‌شود.


۳. "نمی‌خواهم همسایه‌ای از دست بدهم." رو به آسمان، جیک‌جیکم فریاد می‌شود.