23 خردادماه
دماغاش را بالا کشید
وقتی تا نمیدانم چند شمرد و هیچ اتفاقی نیفتاد.
وقتی تا نمیدانم چند شمرد و هیچ اتفاقی نیفتاد.
ولی فایده نداره جا داشت پائین نمی اومد.
آخه با دماغ بالا کشیدن هم اتفاقی نمی افته. . .
be man ham yad bede ta nemiduunam beshmaram ye bar!
فكر كنم قرار بود برات ديگه كامنت نزارم ولي اينبارم بخشيدمت سعي كن جبران كني.
فقط دماغو بالا کشید؟؟؟
آسمان از شمارش ستارگان سادهاش به خواب میرود.
آلوی وحشی از شمارش رگبرگهای بیرازش به خواب میرود.
دريا از شمارش موج و مَدِ خويش به خواب میرود.
کوه از شمارش روياهای بلوطبنان به خواب میرود.
شهر از شمارش اهل خواب، به خواب میرود.
خانه از نازکایِ نبض سکوت خويش، به خواب میرود.
و من از شمارش اين همه هنوز
در بازی سرانگشتان خويش بيدارم.
پس کی صبح خواهد شد؟
.
.
.
.
میشه یه جوری بنویسی تا یکی مثل من که آ.کی.یو. ش زیر صفر هم بفهمه.من میام اینجا دوچاره دوگانگی میشم . از اونجایی که معمولا نمی تونم بین عنوان ها و متن ارتباطی برقرار کنم میمونم برای کدوم نظر بدم؟اصلا نظر بدم؟حالا واسه دماغ میگم.ببین هر چند لباش شاهزاده ها به درد اینکارا نمی خوره اما این از من داشته باش : آستین برای این جور وقتها گذاشتن.
سلام تیگلاط جان.این وبلاگ جدیدمه.هنوزم زیبا می نویسی
سلام خوبه که در حد حوصله ی امروز می نویسی کوتاه و تعصیر دار .برام جالبه
خوبه حالا درنیاورد
شاید باید بیشتر میشمرد ...
شایان
صحرای رز
می شمرد تا او بیاید و دماغ ش را او بالا بکشد؟؟؟؟
نظرات خوانندگان