24 دیماه
خاطرم باشد در چنین شبی به گور پدر فرمانده خندیدم
انگار ۲۴ دی شده، باید به خیلی چیزها فکر کنم اما طنازی شبانه پنجرههای رنگارنگ آپارتمانهای روبهروی پادگان نمیگذارد.
(نفس)
به خودم هدیه میدهم: پیچاندن سرنیزه و پاس بعدی گشتی و البته سرما.
انگار ۲۴ دی شده، باید به خیلی چیزها فکر کنم اما طنازی شبانه پنجرههای رنگارنگ آپارتمانهای روبهروی پادگان نمیگذارد.
(نفس)
به خودم هدیه میدهم: پیچاندن سرنیزه و پاس بعدی گشتی و البته سرما.
تولدت مبارک!
mobarak
مبارک///
مبارک///
مبارک بود
تولد در لباس جدید حتما برایت رنگ دیگری داشت با طعم سرما...از اینجا برایت 7 پروانه با آرزوهای خوب می فرستم...لحظه ای لبخند بزن.
دیروقت بود..کنار پنجره با نگاه به برفهایی که همه ی اطرافمان را سفید پوش کرده غرق در افکاری خاطره وار بودم...اعتراف می کنم از غافلگیری چیزی برای گفتن به ذهنم نیامد...شاید هم ذهنم از سرما یخ زده بود!
اوه از روزهای سخت رزم(من که نرفتمجبهه اما خدمت سخت بود)کجایی خبری نیست ای قدیمی؟ به روزم
:-)
Tavalodet Mobarak ... Ba Chan Rooz Takhir ... 2 Orkut Tabrik Goftam ... Vali Shayad Oonja Narid ...
Tavalodet Mobarak ... Ba Chan Rooz Takhir ... 2 Orkut Tabrik Goftam ... Vali Shayad Oonja Narid ...
ke intor...bazham khandidi ...khodesh kolie
و ما از کامنت دوستان تان فهمیدیم که چنین روزی تولد شما بود و پس مبارک بوده باشد حتمن و ...
پیچاندن همان نباشد که فردای تولدتان در بازداشت گاه سپری شود
منم دفترچه گرفتم .....:ي
تولدتم مبارك... عذر تاخير سرهنگ!!!!
نیزه ی سردباد گشتها
خیلی وقته بهت سر نزدم ولی هنوز این آهنگ لاچینی این جا هست و قالبت هم عوض نشده
ولی نوشتههات انگار عوض شده
من دیگه نمینویسم
این آدرس وبلاگ من نیست
همین جوری بهر خالی از عرض نبودن نوشتم
موفق باشی
امیدوارم تمام خاطره هات بد و خوب همه رو به خوبی ثبت کنی
برای خودت
برای خدای خودت
برای توی خدات
حالا بعد از این همه تاخیر با وجود کامنت دوستان هم من هنوز نفهمیدم که تولدته
چون آدم فقط خودش میتونه بفهمه تولدش کیه
معصومیت کودکی را به سرما و سرنیزه می سپاریم
الماسهای شادباش من ارزانی تو باد.
خب خیلی دلم برات سوخت که.امیدوارم انقدر زود تموم شه برات که یهو ببینی کارتت تو دستته و هیچی حس نکردی.
من نمي دونم اين پست كجاش شبيه تولد بوود...ولي مثل اينكه تولد بوده...تولدتوون مبارك
خب الآن خیلی از بیس چار دی گذشته . تیگلاط تو کجایی ؟ خب الآن ینی امروز تاریخش چیزه . تاریخش مممممممم . تاریخش چنده ؟ تاریخش هجده بهمن ماهه . این پستت رو الآن خوندم . از وختی بلاگرولینگ خراب شد من هر موقع یادم بیاد این ور اونور رو می خونم . به رو خودم هم نمی یارم که از پستا و اینا و همه چی خیلی عقب می افتم . اینجا تو وبلاگت پاییز طلایی فریبرز لاچینی رو گوش می دم و به گور بابای فرمانده ی تو خندیدم . و با این همه تاخیر بهت می گم که تولدت مبارک باشه آقا رضای تیگلاط :)
جالب بود بعد این مدت اینجا رو خوندم
تولدت هم مبارک
تولدت مبارک . هرچند قدری دیر ...
نظرات خوانندگان