15 تیرماه
دو روز بعد یعنی دقیقن ۱۷ تیر خوانده شود، خواهش کردم.
نه اینکه آدم گاهی بماند، نه، آدم همیشه میماند منتها رد میشود، منتها له میکند و رد میشود و حتا برنمیگردد که ببیند چه چیزهایی را میبیند و ندیده قبلن و اگر هم ببیند حافظهی تصویری کوتاه مدتش را فعال میکند تا فضای خالی داشته باشد برای آینده که قرار است هیچ اتفاقی بیفتد که اتفاق چیزیست مانند گذشته که هی مدام تکرار میشود، شاید برای من تنها، و چیزی که تکرار شود خب شما بهتر از من میدانید که. منتظرید بعد از "که" کلمهای جملهای چیزی بیاید اما نمیآید مانند همیشه که وقتی انتظار چیزی را دارید آن چیز دقیقن روبهروی شما اتفاق نمیافتد و بلکه این پشت سر شماست که تمام حوادث را همیشه و همه وقت تصاحب کرده و شما میپرسید از آن یکی که چرا له کردم و گذشتم و متاسف میشوید که چرا از خودتان سوال نکردهاید و البته در این زمانی که "نون"اش هم تمام شده هر پاسخی مثل هیچ پاسخیست، بدون شک؟


نظرات خوانندگان