آرزو۲

دست می‌کشم به موهات و گم می‌شود تمام ترس‌هام، میان‌شان.

ظلم

ما به تنهایی خود بدهکاریم...

بی‌نام۹

این حرف‌ها ته‌مانده‌های تو بودند در من. و نخواسته بودم که سرباز کنند: ممانعت از هیچ‌چیز.

بی‌نام۸

تمام انحنای اندامت را تصویر می‌کنم روی این دیوارهای خالی و تو شرم را بهانه رفتن می‌کنی.

کابوس۴

گودی زیر چشم‌هات، سیاهی شب‌هام را می‌ماند.

کابوس۳

لب‌هات دیگر خنکایی ندارند و تشنه‌لبان سرگردان.

۴

به ۴ رسیدم!

مجید+۲

و ۱۳ خرداد داغی را با خود دارد تا همیشه و برای همیشه و برای ما، بدون تو.

پ.ن: همین چند سال بعد، تعریف می‌کنم بودن کسی را که سال‌ها نبوده.

بی‌نام۷

زیبایی‌هایم را زشت می‌کشم تا زشتی‌هایم را آن‌چنان که هست نبینم.
و این اعترافی‌ست بیهوده برای فرارهای نابهنگام.

کابوس۲

تو،
من:
آخ

من،
تو:
آخ...یش

زیر

تنها چند خانه آن‌طرف‌تر
کسی می‌زند زیر خنده
نزدیک‌تر
زیر گریه
و میان این دو
کسی هم زیر آواز
...
من هم بوسه‌ای به تو که گیر کرده‌ای زیر قول من

سینه

سینه‌م به اندازه‌ی تمام دل‌های سوخته می‌سوزد.
مبادا چنین روزی...

کابوس۱

کابوس می‌بینی و تمام هذیان‌هایت را جان می‌دهم.
نباید بیدار شوی: این‌جا -‌در من‌- کابوس‌ها بدخیم‌اند.

آرزو۱

دگمه‌های پیراهنت را دانه‌دانه کندم تا سرما و گرما وحشیانه، گاه و بی‌گاه، در برت گیرند و من عریانی‌ات را حجاب خواهشم کنم.