کجی‌تان همان طنازی راستی‌تان‌ست

بماند در یاد شما

که کج ایستاده‌اید

که تمام فکرهاتان از گوش سمت چپ‌تان سر می‌خورد به پایین

تا گم شود

ـ لابد ـ

زیر پای‌تان

دماغ‌اش را بالا کشید

وقتی تا نمی‌دانم چند شمرد و هیچ اتفاقی نیفتاد.

ننگ

به سیاهی می‌خوانَدَم

سپیدی‌ام

۵

به ۵ رسیدم!

شب

تلاقی دریا و آسمان

گذشته و آینده‌ام را ماند

...

من "حال" ندارم

فردا بیایید

مجید+۳

ام‌سال هم گذشت...

بوم!

هوای آسمون که مث خوره بیفته به جونت بی‌درنگ رو می‌کنی به اون، حتا اگه پشت یه  پنجره کز کرده باشی. و امان از روزی که فراموش کنی و بیش از حد به پشت برگردی.
....
جمجمه کی بود ترکید؟

گویی که فردایی نیست


Pich.JPG