پس می‌روم.

اتفاق برای من همان یادآوری تلخی/شیرینی‌های ذهن‌ست. باید قدم بگذارم در جایی فراتر از دایره‌ی درک ذهن، که هیچِ هیچِ هیچ نمی‌فهمم.

discrete time

حرف‌های بسیار

گفتنی‌های ناچیز



و ناچیزتر "تو"ها...

تا تعبیرش چه باشد

سال نو شده، دل ما اما ـ‌دروغ چرا‌ـ گیر کرده در آرامش سال‌های دورتر.