می‌ترسونم

سلام
چقد دلم واسه اینجا تنگ شده بود ...یادش بخیر اون روزایی رو که با این رفیقمون می اومدم اینجا پستارو می خوندم
تازه وقتی این پیج و باز کردم عمق این نوستالژی و فهمیدم.
یادش بخیر آقا رضا...همه رفتن سی زندگی خودشون ...
از اون روزا فقط یه چیزی مث یک زوزه ی باد در سکوت یک ویرونه باقی مونده انگار... فک نمیکردم هنوزم آپ کنی ...مرسی

نظر شما درباره این مطلب









اطلاعات من را به خاطر بسپار؟