اتفاق

از نوشته های مینیمال خوشم میاد..

خیلی وقته که دنیای اینترنت برام یک الوداع غم انگیزو تداعی می کنه...

خیلی وقته که دنیای اینترنت برام یک الوداع غم انگیزو تداعی می کنه...

و وحشتناکتر...ار خواب با صدای ذنگ لعنتیش بیدارت کنن 40 روز بعد دیگه حتا دیوارا هم ...

ما كي سياهپوش اين سياهي هاي لعنتي ميشيم؟

سلام.وکاش روزی من میشد.رفتن

کمتر از چهل روز طول می کشد حتی پارچه های سیاه هم یادشان نمیاد که چرا آوزانند....

فکر می کنم همشهری هستیم

ياد بارون و نفس کبوترا روی حرم
بوی خاک و عطر دلنشينش تو حرم
ياد لحظه لحظه با تو بودن اما بی تو اينجا تو حرم
ياد رقص موج دريا و حالا همهمه اينجا تو حرم
ياد برگهای خزون لحظه های بی امون
حالا اينجا توی غربت با يه دلتنگی تو حرم
آره سخته سخته ولی خوب می دونم
که اين عشقه عشقه که مونده برا من کنار همين حرم

و سیاهی ها وسعت می گیرند..

میمیرند...
میمیریم...
به همین سادگی...

خیلیهامون مردیم با این تفاوت که دیواری سیاهپوش نشده!!!!!!!!!!!!!!!!

كاري از دستمون بر نمياد ! فقط همين دست تكون دادن شايد

shaiad to be un dast tekun dadan bishtar niaz dashte bashi
1 daste amade .......nemidunam
shaiad.........
kalame nadaram vase hrafam!

بار بعد در بزن به بودنت نياز دارم

حتما" نیاز داره...

لینک شدی.

رفتی

و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...

ميتونم بگم كه الوداع اگر به معني پايان است تو از سور رئاليست براي من سوررئاليسم تر يا جادويي بوديي
موفق باشي و فقط ميتونم بگم كه نرو

همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...