کابوس۵

aval :D

manam ie janiam!

cheghadr ashna bood ... booye sigaro viskish ... labaye kaboodesh... gamoonam too ayne didameshoon.

و حتما تعلق نداشتن .. حقیقتی !

حافظ غلام آدم هایی ست که زیر این چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزادند...شعرش را نگفتم تا سرسری رد نشوی

تعلق داشتن . . . باید کمی فکر کنم . . .

اینروزها همه چیست جنایی است

وابستگی جنایتی بس بزرگتر..انقدر بزرگ که به خودت می ایی و میبینی چیزی از خودت باقی نمانده..

جنایت !

teflak...

البته جنايتي اجتناب ناپذير وشايدتعلق نداشتن جنايتي بزرگترازان شايد هم رويايي دست نيافتني بايدبي تعلق بودن راحس كرد...

جنایتکار شدی جدیدا ؟

والا آدم یاد فیلم های جنایی می افته نویسنده مرموز/ بلاگ مشکوک / چه خوفناک

تعلق داشتن جنايت نيست . که حادثه اي که اين تلقي را اثبات مي کند جنايت ست. او هم ظاهرا در گير حادثه اي بود که تعلق داشتن را قرباني جنايت خود کرده بود. حسرت صحبت کردن با او بر حسرت از دست دادنش در من مي چربد.

این نوشته منو برد به شبی که فضا اینگونه سرد بود و حرفای صمیمترین و نزدیک ترین دوستم اینگونه گرم...

inja dore man por az kasani hast ke taalogh ro bozorgtarin honare zendegishun midunan
hata dar masti haye kabudeshan

وتعلق نداشتن یعنی تنها ما ندن تنها مردن.........
من منتظرتم......

جالب بود!

متعلق نبودن هم دست کمی از جنایت نداره !

تملک داشتن چي؟

کاش میشد از تعلقات دل کند ای کاش میشد

ارزو5
من منتظرم برام از بهتان بگی..........خواهشه10 ...
کابوس انتظار را برام نور باش.

هوم ..........یادته منو تو پشت میز محاکمه بودیم .....آخرش قاضی نفهمید باید به کی بگه متهم ردیف اول!!!!!