آرزو۴

سرفه جو !

arezo bar javanan eib nist

خوب بخوابی !

aDamo Az Khab bepaRonan, BaD biad inja AhosH o BaleSH o GarMa bebine! dIge baS beram bemiraaaaaaaaaM!!

یدونه بالش؟! چه کم توقع! من 2 تا زیر سرم یدونه زیر این دست یکی زیر اون دست یکی لای پام میزارم و یه دونه هم بغلم! همون بهتر که بالشه وگرنه چه هرزه ای بودم نه؟!

چه بامزه...;))

واینک که زمستان دورتر است سر مای نگا هت را دلتنگ می مانم از بی قراری روزهای داغ امروز بو سه ات رابی نفس اه می کشم بر بخار پنجره ای که انگشتی رویش قلبی کشیده با تیر...........

va che garmaye be yad mandanieeeeeeee

shaneb un mail ro baratun mifrestam hatman!
sorry
in ruza hamash donbale karaye fareghotahsilim hastam!

بخواب آرام

پس مشکلی نیست فعلا

واقعا که پسری

میگم پس بود و نبود چه فرقی دارند ؟
کلا ایمان بیاوریم که بودن و نبودن ....مساله این نیست که.....!!!

پ.ن :لالا سر جاتون نه وسط سایت..
هی می خوایم بریم بیایم دست و پات لگد میشه..
لالا توی تخت...
سرما رو هم از کولر بگیر...
امر دیگه ؟

شا هزاده ارزوها کا بوسها و........خیلی دوست دارم بدانم نامت همان است که معنیش بلند مرتبه است؟
و خیلی دلم می خواهد بدانم کاخ اندیشه به کدامین اسمان می نگرد؟

چه دوست داشتم

جایگزین !

دستي بر پيشاني گرم ذهنت بکش و روزها را منت نکش.

چقدر خوشحالم! چقدر !!! ... پس دیگر گفتن ندارد که 11 تیر یک سالی ، به دنیا آمدم و به همین بهانه ، باید یازدهم تیر هر سال خیال کنم از نو زاییده شده ام ...

برای نمی دانم چندمین بار ... که منتظر بمانم برای آنکه یک نفر دیگر به جمع آدم ها اضافه شده تا به تسریع زوال دنیا و آدم کمک کند ، هدیه بگیرم ...

که ذوقمرگ شوم از فکر آینده ای که دارم تسخیرش می کنم ... 19 – 20 – 21 ... می آیند و می روند ... از پیری می ترسم ... خیلی زیاد .

بیشتر از وحشتی که همگان از مرگ دارند ... چه ، پیری سرآغاز بالیدن است به گند و کثافت هایی که یک عمر به بار آورده ایم . که بگوییم سال ها زیستیم تا بدانیم و حالا که می دانیم ، فهمیده ایم جهل بزرگترین نعمتی ست که خداوند به بشر داده

و بشر آنچنان بی لیاقت است که همه این موهبت را به آگاهی لجن مالی شده اش می فروشد ... که بگوییم یک عمر زیستیم تا منتظر بمانیم دیگران جانشان را کادو بپیچند ، بگذارند

مقابل نگاه حریصمان و وقتی گذاشتند ، هدیه شان را پس زنیم که روبان کادویشان به جای قرمز جگری ، قرمز گوجه ای بوده است . که بگوییم ... خوشحالم !

خدایا هر آنچه به من می دهی آنچه باشد که لیاقتم را داشته باشد و آنچه باشد که لیاقتش را داشته باشم!هر آنچه ار من می گیری تاب تحمل نبودش را جایگزین کن...

صدای سوت رو چطور می نویسند؟ برای این پستت سوت کشیدم. از اونایی که تو فیلم‌های وسترن آقاهایی می‌کشن که یه خانوم بلوند ِ بلند از کنارشون رد می‌شه.