کابوس۷

اول شدم

اول یه نقطه بوده و بعد در حد یه نور بزرگ شده... و هر چی گذشته عادی تر و کوچیک تر و نقطه تر شده... شاید ...

مث یه نور کوچولو اومدی ستاره شدی و
مث یه قطره بارون اومدی و سیل شدی و
...
لا لا لالالالال لا ........

gahi hes mikonam ke ru sen dari weblog minevisi
sene namaiesh!

مثل یک تونل
تاریک و دراز
و نقطه ای از نور
که سریع میروی به ان برسی
میروی
و میزسی
دیگر نمی توانی برگردی
نور چشمت را می زند
تاریکی را دلتنگ می مانی..........

سعی کن پیداش کنی

بيا نزديكتر...

هم اینه که می دونی نور هست . حالا یه مدتی هم نبینیش چیزی نمیشه

منظور «مهم» بود

ولی همیشه امید هست باید رفت و رفت تا خود صبح

تو برو جلو... جلو و جلوتر!

and then